Analytic

Wednesday, December 6, 2006

صدای تو

یک شعر زیبا خوندم از سیمین بهبهانی، که حرف دل خیلی از آدماست.
صداي تو گرم است و مهربان چه سحر غريبي درين صداست صداي دل مرد عاشق است كه اين همه با گوشم آشناست
صداي تو همچون شراب سرخ به گونه ي زردم دوانده خون چنين كه مرا مست مي كني نشاني ي ميخانه ات كجاست ؟
به قطره ي شبنم نگاه كن نشسته به گلبرگ مخملي به مخمل آن نيمتخت سرخ اگر بنشاني مرا به جاست
صداي تپش هاي قلب من به گوش تو مي گويد اين سخن كه عاشقم و درد عاشقي چگونه نداني كه بي دواست ؟
ز جك جك گنجشك هاي باغ تداعي صد بوسه مي كنم بيا و ببين در خيال من چه شور و چه هنگامه يي به پاست
چه بي دل و بي دست و پا منم چنين كه شد از دست دامنم چرا به كناري نيفكنم ز چهره حجابي كه از حياست
دلم همه شد آب آب آب كه سر بگذارم به شانه ات مگر بنوازي و دل دهي كه فاش كنم آنچه ماجراست
به زمزمه گويد زمان عمر كه پاي منه در زمين عشق به غير هواي تو در سرم زمين و زمان پاي در هواست
تا بعد

No comments: