Analytic

Wednesday, December 6, 2006

تجربیات 3

عرض میکردم که نفر دیگری به پروژه اضافه شد!
من توسط یکی از دوستانم که مسئول کامپیوتر این سازمان بود معرفی شدم و نفر دیگه توسط مدیر پروژه! خوب تا اینجای کار همه چی روبراه بنظر میرسه! ولی باید در ابتدا مقداری از خصوصیات مدیر پروژه براتون تعریف کنم! این شخصیت محترم که از این پس با نام آقای ف. ازش نام میبرم آدمی بود از خطه لرستان (بدون هیچ توضیح بیشتر)، بسیار خودخواه و پیچیده! پیچیده نه به این معنا که نشه اونو فهمید، به این معنی که در هر لحظه یک وضعیتی داشت! یه روز خوب و خوش و سرحال، روز دیگه بداخم و تلخ! آدمی که فکر میکرد کارمندای زیردستش، باید بی چون و چرا بله قربانگو باشن! آدمی بسیار بدبین و شکاک که فکر میکرد همه میخوان از زیر کار در برن و باید هر لحظه مچشونو گرفت و آبروشونو برد! بعنوان مثال این شخصیت محترم در بالای در ورودی سازمان دوربینی کار گذاشته بود که توسط اون ورود و خروج کارمندها رو کنترل میکرد، تا سر فرصت بهشون گیر بده!! (همینجا بگم که این شخصیت شاخص، حتی یکبار هم به من بی احترامی نکرد، که خوب از این نظر باید خدا رو شاکر بود!)
حالا شما فکر کنین که برای انجام پروژه دو نفر دعوت به کار میشن که یکیش من بودم و دیگری خانمی بود که توسط آقای ف. معرفی شده بود! تا همینجا کفه ترازو به نفع اون خانم بود! چرا؟ حالا میگم براتون!!
تا اینجا رو داشته باشین تا بعد

No comments: