Analytic

Wednesday, December 6, 2006

تجربیات 2

راستش فکر کنم که آرام آرام دارم از خط اصلی پیدایش این وبلاگ دور میشم و اینجا داره تبدیل میشه به دفترچه خاطرات من! که شاید کوچکترین اهمیتی برای خوانندگان نداشته باشه! با این وجود مینویسم برای خودم و اگر هم کسی حوصله کرد و اینجا یه سری زد، خوشحال میشم!!
اگه خاطرتون باشه قرار بود بعد از بازگشت، تجربیات سال گذشته رو در این وبلاگ بنویسم! خوب پس شروع میکنم:
در یک سازمان دولتی (که فعلاْ اسمشو نمیارم)، تصمیم گرفته میشه که سیستمهای مکانیزه موجود که بصورت جزیره ای عمل میکنه (یعنی هر سیستم برای خود، بدون ارتباط با دیگر سیستمها)، تبدیل به یک سیستم جامع اطلاعاتی (یکپارچه) بشه! جلسات متعددی برگزار میشه و پس از چندین ماه بررسی و تهیه گزارش شناخت از سیستمهای موجود، کمیته ای تشکیل میشه که وظیفه اون راهبری این پروژه جدید است.
معمولاً گام اول در این موارد تهیه یک RFP یا Request For Proposal است. در کمیته تصمیم گرفته میشه که از شرکتهای مختلف دعوت کنند تا پیشنهادهای خودشون رو اعلام کنند. پس ار بررسی پیشنهادهای شرکتهای مختلف، تصمیم کمیته تغییر میکنه و این دفعه پیش خودشون فکر میکنن که از شرکتهای معتبر دعوت کنند که بیان و پیشنهاد سیستم یکپارچه بدهند!! دوباره روز از نو و روزی از نو، حالا باید تصمیم بگیرن که ار کدوم شرکتها دعوت کنند!!
برای پروژه یک مدیر تعیین میشه که ماجراهای اصلی با معرفی این مدیر شکل میگیره! من در زمانی به این پروژه پیوستم که مدیر تعیین شده بود و نقش من در واقع ناظر پروژه و مشاور این مدیر تعریف شد! همزمان با من هم فرد دیگری به این پروژه اضافه شد که دقیقاً همین نقش رو در پروژه داشت!!
فعلاً تا اینجا رو داشته باشین! تجربه جالبیه و فکر کنم خواندنش خالی از لطف نباشه!!
راستی فکر نمیکنین این جنگ بین لبنان (یا بهتر بگم حزب الله) و اسرائیل یه دام باشه برای ایران؟! خدا کنه برداشت من اشتباه باشه در غیر اینصورت ...!
تا بعد

No comments: